((خاطرات يك مدير))

صداقت بهترین سیاست است

۴۹۵- دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟
ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۸   کلمات کلیدی: دوستی

از این ضرب المثلهای راجع به وفای دوست و اینکه انچه کهنه اش بهتر است دوست است و باید فدای دوست شد و…. بسیار شنیده ایم . حکایت دوست با مرامی که یکماه در منزل دوستش زندگی کرده بود و چشم بلند نکرده بود تا خواهر دوستش را ببیند و بشناسد و اشتباها در خیابان به او متلک گفت و چون برای عذر خواهی به نزد برادر دختر امد او گفت قربان مرامت که یکماه در منزل من بودی و خواهرم را نشناختی . … و بعدها می شنیدیم که دوستی را کیلویی چند بفکر خود باش و…. نمی خواستیم باور کنیم که دوستی فقط در کتابها و ضرب المثلها است . منتهی چه می کردیم که ما مربوط به نسلی بودیم که به ارمانگرا بودن شناخته می شویم ؟. نسلی که برای رسیدن به آرمانشهر خود همه چیز را دگرگون کرد و به پای آرمانهایش ایستاد وچون از آرمان نمیشد گذشت برایش بها پرداخت و چون آرمان بود و ذهنی ،هر کس تعریف خودش را داشت و هیچ کس هم حاضر نشد از نوع نگاه خودش ذره ای عقب بنشیند . دوستی هم از نگاه ما نسل آرمانگرا همین طور بود


بقیه مطلب

 


 
۴۹۴-متحول کردن تیم کار مشکلی است!!!
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠   کلمات کلیدی: کار تیمی ،عارضه یابی ،صراحت ،حل مشکل

 

تیمی کار کردن را همه در شعار مد نظر داریم و در عمل هم بعضا تلاش برای انجامش داریم ولی طبیعی است که یک تفکر کار انفرادی را بدون تلاش و زحمت نمی توان تغییر داد . ما کلا میل به کار فردی داریم و اگر بحال خود رها شویم به اصل خود بر می گردیم . کار تیمی یک فر ایندی است که می بایست در همه حال عارضه یابی شود و مشکلات آن بر طرف گردد .

 

 

دنباله مطلب


 
۴۹۳-نوروزنامه
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٠   کلمات کلیدی: نوروز

گرفتن و دادن عیدی رسمی است که در این روزها گرم می شود . هر چند این رسم هم خیلی به قشنگی قدیم نیست انزمانی که یک تخم مرغ رنگ شده عیدی می گرفتیم و بزرگترین لذت دنیا را می بردیم .ولی این لذت را امسال دوباره حس کردم وقتی تمام اندوخته طلا و… در یک بسته در کمد از چشمان دزد دور ماند یا چشمان او بروی ان بسته ماند در شرایطی که همه کمدهای خانه شخم زده شده بودند ! و ما یک عیدی بزرگ گرفتیم . هر کس شنید گفت مال حلال بوده است و اینکه این عیدی خداوند بما بوده است

بقیه مطلب


 
۴۹۲- تقلب در جایزه!!!
ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٩   کلمات کلیدی: جایزه صادراتی ،تعالی سازمانی ،بهره وری ،بومی سازی

این چند روز اول ماه اسفند روزهای تغییر و دگرگونی برای من بود که در وقت مناسب در مورد ان صحبت می کنم . همیشه کار وجود دارد و انهم مسائل و درگیریها و چالشهای مخصوص بخود را دارد و در همه جا هم معمولا اینها همه بنوعی مشابه است ولی انچه از همه این مشکلات و درگیریها و چالشها می ماند آن کارهایی است که انجام شده است و روابطی است که با دیگران ایجاد شده است . هیچکس نمی تواند بگوید که در همه حال توانسته است روابط مثبت با همه ایجاد کند . هر تغییر و دگرگونی و حرکتی بهر حال موافق و مخالف خود را دارد .بعضی مخالفتها بر مبنای منافعی است که بخطر افتاده است یا تصور خطر ی است که در اذهان بوجود امده است یا عدم درک درست یک عمل در انزمان خاص است ولی آنچه مسلم است اینکه زمان بهترین قاضی است برای همه اعمال و کرده هایی که داشته ایم . و در این گذشت زمان است که برای خیلی از همین مخالفان اصالت رفتارها اشکار می شود .

 روز یکشنبه برای شرکت در مراسم نهمین دوره جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی راهی تهران و سالن همایشهای صدا و سیما شدم .


بقیه مطلب


 
۴۹۱- انتخاب مناسب ابزارهای مدیریتی
ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٩   کلمات کلیدی: ابزارهای مدیریتی ،mrp ،عملکرد

انتخاب صحیح سیستم و ابزارهای مدیریتی از شاخصهای مهم برای ارزیابی عملکرد یک مدیر است . اینکه شما برای باز کردن یک گره از دندان استفاده کنید و پدر مینای دندانتان را دراورید و میکروبهای انباشته بر گره را به بدنتان راه دهید یا اینکه با قدری حوصله و تفکر از دستان خود استفاده کنید . نرم افزارها و

solution های زیادی به یاری مدیران امده اند لیکن نکته مهم و اساسی انتخاب مناسب یکی از انها و اجرایی کردن ان است . گذشته از ملاکهایی مانند قیمت، تعداد مشتریان ، user friendly بودن و …آنچه از اهمیت اساسی برخوردار است تطابق آن با دانش کاربران سازمان است .

بقیه مطلب


 
۴۹۰-همدلی در زمان مشکلات
ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۱   کلمات کلیدی: همدردی ،یک فکر زیبا

خیلی از مشکلات و گرفتاریهایی که در زندگی با آنها روبرو می شویم اگر در کنار خود عزیزانی را داشته باشیم که با ما همراه باشند و ما را درک کنند بسیار راحت قابل حل خواهند بود.انسان بالقوه موجودی تواناست و با قرار گرفتن در شرایط مساعد می تواند این تواناییها را عملی سازد و به فعل در آورد . بسیاری از بیماریهای جسمی را نیز می توان با قدرت روحی مغلوب ساخت و بر عکس این هم وجود دارد ضربه های روحی شدید می تواند مشکلات جسمی متعددی را بوجود اورد . یادم است در زمان فوت مادرم هر چه درد جسمانی بود به سراغم امده بود با اینکه ۳۴ سال بیشتر نداشتم و برای این دردها زود بود! در مراجعه به دکترها هم در نهایت به این نتیجه می رسیدند که علت انها فشار روحی ناشی از این مصیبت است.

بقیه مطلب


 
۴۸۹- یاد خانه ای با درخت زردالو
ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٥   کلمات کلیدی:

دختر کوچولوی بندری که در زمان جنگ پس از ترک شهر جنگ زده شان چند وقتی میهمان خانه پدری در ملایر بود حالا برای خودش خانمی شده است و ازدواج کرده است.به یاد ان روزها و یاد پدر و مادرم نوشته است: “یادشان به خانه دلمان جاودانه است. یه در بزرگ ،یه حیاط تمیز، درب زیر زمین که واسمون سرسره بود، (یه حوض ابی رنگ وسط حیاط)، (یه درخت زردالوی بزرگ)،شیشه خرده های رنگی روی دیوارهای حیاط، اتاقهای تمیز،چرخ خیاطی زن عمو، بوی کتلت توی آشبزخانه ، اتاق کوچیکه بالا، یه عالمه کیهان بچه ها! اینها کودکی قشنگ من هستن توی اون خونه که هنوزم با یادآوریشون اشکام سرازیر میشه،…..”


بقیه مطلب


 
487-جبران اشتباه
ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٥   کلمات کلیدی: جبران اشتباه ،گولدن گلاب

دار مکافات در همین دنیاست. این جمله را بارها شنیده ایم ولی شاید هیچگاه به طور جدی، خیلی از ما، به ان اعتقادپیدا نکرده ایم . گارهایی انجام می دهیم که اثرات زیادی بر زندگی اطرافیان دارد و هیچگاه خود را مسئول نمی دانیم! در نظر بگیرید مدیر یک سازمان که از سرمایه مردم تشکیل شده است با سوء مدیریت خود سرمایه های ان را بر باد بدهد، سرمایه گذاریی که می توانست مسبب اشتغال افراد بسیاری شود به بار نمی نشیند و بر خیل بیکاران افزوده می شود و بیکاری هم که مادر همه فسادهاست .

بقیه مطلب


 
486-غده های سرطانی سازمان
ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٠   کلمات کلیدی:

غده های سرطانی این خاصیت را دارند که از بدن تغذیه می کنند و بزرگ می شوند و خود باعث تحلیل رفتن قوای بدن و مرگ انسان میشوند .( بلا از همگی بدور باد) در سازمانها هم این غده ها وجود دارند .

بقیه مطلب


 
485- قدری آهسته تر!!
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱۱   کلمات کلیدی: زندگی

می دویم ومیدویم تا جایی که نفس کم می اوریم برای زنده ماندن ! در یک دوی ماراتن در امتداد جاده ای که ته ندارد! می دویم و حتی فرصتی به خود نمی دهیم که بایستیم و نفسی تازه کنیم . ایستادن توی سرمان بخورد حتی نگاهی به اطرافمان نمی اندازیم در جاده ای که در ان می دویم .درختانی زیبا، آدمیانی غمگین، آدمیانی شاد، پرندگانی در پرواز و …. هیچکدام را نمی بینیم . فقط می دویم برای زنده بودن ! قدری تامل کنیم! ایا نمی خواهیم زندگی کنیم ؟

بقیه مطلب


 
484- بستی از روی محبت بزنیم!
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٦   کلمات کلیدی:

در یکی از کارخانجاتی که مدیر کارخانه بودم فردی برای استخدام مراجعه کرده بود.در مراحل آخر گزینش او اخرین مصاحبه را با او داشتم و در نهایت نظرم را در انتهای فرم او نوشتم : با جذب ایشان موافقت نمی شود.مدتی از این ماجرا گذشت تا اینکه یکروز در گشت روزانه با این مهندس جوان برخورد کردم که لباس کار بر تن داشت و مشغول کار بود . یادم امد که من او را تایید نکرده ام ! چرا مشغول کار شده بود ؟ گفتم پرونده ایشان را اوردند و برگه ای که نظر خودم را نوشته بودم را نشانم دادند که : با جذب ایشان موافقت می شود ! گفتم اینکه نمی شود است و انها گفتند که می شود خوانده اند و این بخاطر عجله ای بود که من در نوشتن داشتم و “ن” خیلی واضح نبود! مثل بعضی از مواقع که نام فامیل مرا سیبی می خوانند ! ماندیم چه بکنیم ایشان مشغول کار شده بود و کلی برای خودش ذوق کرده بود و برنامه ریخته بود و…. دلم نیامد او را لغو قرارداد کنم و ادامه همکاری را منوط به دیدن عملکرد او کردم . ایشان در آن کار خانه ماند و کار کرد هر چند با آنچه ایده ال ما بود فاصله داشت !

بقیه مطلب


 
483-مدیریت ورزشی-مدیریت صنعتی
ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٠   کلمات کلیدی: مدیریت ورزشی ،مدیریت صنعتی ،شاخصهای عملکرد

از همین جا کناره‌گیری‌ام را از تیم پرسپولیس اعلام می‌کنم." این جملات مردی است که هواداران پرسپولیس هفته‌ها منتظر شنیدنش بودند. حمید استیلی پس از شکست سنگین مقابل استقلال سرانجام پذیرفت که نمی‌تواند پرسپولیس را به جایگاه شایسته‌ای برساند. استعفای استیلی سرنوشتی محتوم بود که از مدت‌ها قبل پیش بینی می‌شد زمانی رخ می‌دهد و شاید فقط دیر یا زود داشته باشد و حتی حضور رویانیان هم نتوانست مانع "سوخت و سوز" آن شود! همه چیز البته آنچنان که باید شفاف به نظر نمی‌رسد و این طور نشان می‌دهد که مشکل فعلی پرسپولیس حلقه‌های گمشده‌ای هم دارد؛ حلقه‌هایی که شاید کمتر دیده شده است.

بقیه مطلب


 
۴۸۲- کله قند سازمانی
ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٥   کلمات کلیدی: هرم سازمانی ،تسهیلات بانکی ،زمستان ،تعهد به کارکنان

یک سازمان دارای یک هرم سازمانی است که مدیران در بالای هرم و کارکنان در قاعده آن قرار دارند .بدیهی استکه از نظر کمیت این دو راس قابل مقایسه نیستند .بالای هرم تعداد اندک هستند ولی از نظر تاثیر گذاری بیشترین اثر را بر روند حرکتی سازمان دارند . کیفیت کار آنها نیز در یک بازه زمانی بلند مدت شکل میگیرد بعبارتی برای اینکه یک مدیر با تجربه و کار کشته داشته باشیم باید هزینه های بسیاری را بکنیم تا به این شرایط دست یابیم . صرف نظر از کمیت و کیفیت و میزان اثر گذاری رده های مختلف این هرم آنچه مسلم است اینکه بدون هیچکدام از این رده ها شرکت نمی تواند به حیات خود ادامه دهد .

بقیه مطلب


 
۴۸۱-بنویسیم ” کار تیمی” بخوانیم “کار تیمی”
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱   کلمات کلیدی:

با هم کار کردن از آن مقوله هایی است که همه به آن اظهار علاقه می کنند و در لفظ حمایت می کنند ولی دریغ از یک گام کوچک در این وادی! دوستی تعریف می کرد که در سنین نوجوانی فوتبال بازی می کردند . یکروز که خوشحال از یک برد شیرین با تیمی از محله ای دیگر به خانه بر میگردند پدرش می پرسد برنده شدید و او هم در جمع دوستانش با خوشحالی می گوید بله پنج تا گل زدیم پدرش می پرسد تو چند تا گل زدی؟ و او جواب می دهد که هیچی ولی همگی تلاش کردیم و این گلها را زدیم. و پدرش با قاطعیت می گوید نه تو برنده نشدی برای اینکه گلی نزدی و او مغموم بفکر فرو میرود که مگر ما یک تیم نبودیم که بردیم. و مسلما این حرف تا ابد در ذهنش باقی می ماند و در همه مراحل زندگی اثر خودش را می گذارد . نحوه تربیت ما سمت و سوی تکروی و کار انفرادی دارد و اصلاح ان کار یکروز و دو روز هم نیست . سمت و سوی مشاهده شده در رفتارهای عمومی نیز نشانه های مثبتی در این زمینه مشاهده نمی شود . همه بدنبال گلیم خود را از آب کشیدن هستند .

بقیه مطلب


 
480-شعبده بازی!!
ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧   کلمات کلیدی:

ساعت حدود ۱۰ شب بود که بعد از سفر ۵ روزه به جنوب کشور به شهر وارد شدیم دنبال یک نانوایی بودیم که باز باشد و نان بگیریم (پ.نه .پ میوه بخریم!) به یک نانوایی که در حال پایین کشیدن کرکره اش بود برخوردیم روی میزش دو بسته نان بود.ماشین را نگه داشتم . در همین هنگام ماشین دیگری نگه داشت و مردی سریعتر از من خود را به نانوایی رساند و دو بسته نان را برداشت همزمان من همرسیدم با لبخند گفتم هر کدام یک بسته را ببریم بهتر نیست . نگاهی به من انداخت و با حرص و قاطعیت! پولش را بسمت نانوا دراز کرد و راهش را گرفت و رفت . یاد زمانهایی افتادم که در صف نانوایی بودم و وقتی نوبت بمن میرسید و نان تمام می شد نان باقیمانده را با فرد بدون نانی که در صف بود قسمت می کردم . … و باز این سوال که چرا اینقدر بی گذشت شده ایم و نامهربان. واقعا این نکته از ذهنم گذشت که از ماست که بر ماست . خیلی برای مشکلات اجتماعی و…. دنبال مقصر نگردیم قدری بخودمان نگاه کنیم .

بقیه مطلب


 
← صفحه بعد