420-آخرین فرصت!

نقش کارکنان در سازمانها را نمی توان بطور مطلق ارزیابی خوب یا بد و یا بقولی سیاه و سفید کرد . کارکنان همه در سازمان خاکستری هستند ! خیلی از افراد اگر در نهایت بخواهیم در موردشان قضاوت منفی کنیم می توانیم بگوییم که در چند پست نمی توانند کار کنند ولی بالاخره جایی پیدا میشود که بتوانند خودی نشان دهند و موثر باشند .فرایند چوب خشک شدن کارکنان در سازمان براحتی اتفاق نمیافتد و می توان با دقت و مراقبت از این موضوع جلوگیری کرد و با ابیاری مناسب و تعویض خاک و محل کا شت دوباره جانی تازه به آنها دمید . می توانیم بگوییم این فرد بدرد این پست نمیخورد ولی نمی توانیم با قاطعیت و براحتی بگوییم که این فرد بدرد سازمان نمی خورد . وظیفه مدیر اینستکه ضمن فراهم اوردن شرایط مساعد کار برای افراد در سازمان برای موفق ها فضای جدیدتر ایجاد کند تا قابلیتهای بیشتری از خود نشان دهند

ادامه مطلب

/ 1 نظر / 10 بازدید
محمد حسن پهلوان

با سلام [تایید] به نظر من وظیفه مدیر توانایی در شناخت فرایندهای سیستم است اگر بتواند به خوبی درک کند که چه فعالیتهایی لازم است که صورت بگیرد و انها را طوری برنامه ریزی نماید که هوشمندی مشخصه خروجی کار وی باشد. می توان نسبت به خروجی های فرایند ها نیز پس از چند بار تکرار به نتیجه مطلوب رسید . در کار اجرایی به نظر من مهم است که افراد زیر نظر مدیر احساس کنند که در اجرای این فرایند ها مهم هستند - حداقل بخشی از نیاز های اجتماعی انها ارضا میگردد- و این هم برمیگردد به این مسئله که ما چقدر از نیروی انسانی زیر دست خود اطلاعات داریم