436-زنده کردن خاطرات

یک پیام کوتاه از دوستی از دوران تحصیل دبیرستان و دانشگاه که خبر از فوت مادر یکی از بچه های همدانشگاهی می داد.۲۴ سال بود او را ندیده بودم.یکماه پیش متوه شدم یکی دیگر از بچه های دوران دانشگاه که صاحب کارخانه ای شده بود و در رشته تخصصی اش فعالیت می کرد در تصادفی فوت کرده است در خرداد ۸۸ و من بعد از تقریبا یکسال متوجه این موضوع شدم .تماس تلفنی با او داشتم و آخرین گفتگوی ما در مورد سفارش تعدادی از کتاب خاطرات یک مدیر بود که برای توزیع بین کارکنانش می خواست . خاطراتی که همه اش را ننوشته ام و شاید شنیدنی ترین آنها باشد از دورانی پر تلاطم دانشجویی.خاطراتی که شخصیتهای آن یک به یک هر آن امکان دارد بروند و نمی توانی این آدمهای خاطراتت را که با آنها زندگی کرده بودی خط سیر زندگیشان را ببینی و بفهمی حالا چکار می کنند 

ادامه مطلب

/ 5 نظر / 10 بازدید
لطفی

سلام مدتی بود فرصت نمیکردم بیام اینترنت یعنی کم میاو مدم درباره کتابتون میخوام بیشتر بدونم چه جوری میتونم پیداش کنم؟ یک جلد از اونو حتما میخوام لطفا راهنمایی ام کنید

ع.م

سلام از لطف شما سپاسگزارم . سری به کتابفروشی سازمان مدیریت صنعتی بزنید شاید کتاب من را هنوز داشته باشند اگر نه که یا باید منتظر چاپ دوم باشید و یا اگر خیلی اضطراری است ! تلفن تماسی بدهید یک کاریش بکنیم!!!

وحید چوپانی

سلام خوبین؟ موضوع این پست: مدیریت ، روانشناسی ، موفقیت عنوان : مدیریت نگرش نظر یادتون نره! منتظرم.

وحيد چوپاني

سلام آرزوي خوشبختي و موفقيت براتون دارم. سومين مسابقه وبلاگ نويسي مجله موفقيت! موضوع : به عنوان یک انسان علاوه بر پیگیری مسائل و منافع شخصی خود چه رسالت های دیگری در این دنیا داریم ؟

الهام

پدربزرگ رفت. با اینکه مرگ حقه و می دونم تازه به آرامش رسیده اما برای مظلومیت و صبوریش در برابر نامهربونیها سوخنیم. یاد ندارم غیر از خوبی حرفی از شما گفته باشه همیشه با افتخار از شما یاد می کرد. خدارحمت کنه بابابزرگمو و فرشته هایی چون زن عمو پروین و عمو محمد.