۴۶۴- لبخند بزنیم!

داشتم با عجله در پیاده رو سنگفرش شده راه می رفتم و طبیعتا با اطمینان از زیر پاهایم که سنگفرشی جدید بود روبرو را نگاه می کردم که ناگهان پایم به مانعی گرفت و سکندری خوردم . ما که بر زبانمان فحش جاری نمی شود اگر هم بشود در درون ماشین گاهی که تبلور فرهنگ بالا و برتر برخی از هموطنان را می بینم که انهم شنونده اش فقط خودم هستم. ولی آمد بر دلمان که ناله ای نفرینی چیزی !

بقیه مطلب
/ 0 نظر / 8 بازدید