۴۱۹- چشم. می نویسم!

بالاخره یکی پیدا شد که بگوید چرا نمی نویسم و کدام گوری هستم! همکار سوال کرده شاید آرامش نیست که نمی نویسم. شاید حرف ایشان درست باشد . یک زمانی این برداشت را داشتم که با نوشتن ارامش پیدا می کنم .چندی در این مقوله شک کردم . ولی دیدم که استرسهای زیاد که ناشی از سکوت است بیشتر اذیتم می کند . مشکل آریتمی ضربان قلب پیدا کردم و هر چند علمای علم پزشکی و قلب مثل خیلی دیگر از متخصصان ما که همدیگر را قبول ندارند هر کدام چیزی گفتند و ما آخرش نفهمیدیم که باید چه بکنیم . ولی یک چیز را در این میانه فهمیدم که هر چیزی را از روال طبیعی اش خارج کنیم و غیر معقول کنترلش نماییم از یک جای دیگر عیبی دیگر بروز می کند . کنترل بر احساسات خوب است ولی اگر هی ببینی و به درونت بریزی یکدفعه منفجر می شوی . خیلی ها هم ما را نصیحت کردند که عزیز جان زیاد حرص و جوش کار را نخور و حتی یک دلیل برای توقف تولید و…. وجود دارد برو در سایه همان یک دلیل و تولید را بخوابان و….. درست یا غلط این نصایح را نمیفهمم . نه اینکه در منطق انها اشکال وجود داشته باشد بلکه فهم من ایراد دارد .

ادامه مطلب

/ 0 نظر / 12 بازدید