466-آوت سورسینگ

معمار می گفت همسایه ها خیلی از پیشرفت کار تعریف می کنند و برخی از انها هم اظهار تمایل برای پیش خرید کرده اند که پاسخ داده است فروش نیست! لازم است حتما یک قربانی انجام بدهم و گوسفندی را خون بریزیم تا چشم زخمی نصیب ما نشود . گفتم حتما اینکار را می کنم منتهی وقتی اسکلت برپا شد . چند روز پیش اینکار انجام شد .صبح گفتم بروم گوسفندی بخرم و بیاورم و قصابی خبر کنم و …. اول بدنبال آدرس فروش گوسفند زنده رفتم ( گوسفند مرده هم برای فروش داریم؟ بعضی از جاها دیده اید که می نویسند گوسفند زنده موجود است؟) چند آدرس دادند رفتم و نبودند. یک جا هم اشتباهی ادرس دادند و وارد اتوبان شدم و مجبور شدم بروم تا عوارضی و دور بزنم و بنزین طلا مصرف کنم . دیدم بهترین کار همان برون سپاری و مدیریت پیمان است! به معمار گفتم به قصاب محل زنگ بزند و یک گوسفند با این وزن برایمان بیاورد و قربانی بکند و خوردش بکند و شسته رفته بدهد برود ....

دنباله مطلب

/ 0 نظر / 9 بازدید