435-نوشته های روزهای آغاز سال جدید

 

صدای پای بهار است و تکراری دوباره. به رسم همگانی باید مناسب بهار بنویسم و سال نو و چه چیز در ابتدا به یادمان می اید ؟ دعای تحویل سال. یا مقلب اقلوب و الابصار. مدرسه که می رفتیم از یکماه یا بیشتر به عید مانده روی تابلوی کلاس می نوشتیم … روز مانده به عید و هر روز با کسر یکعدد آن را آپدیت می کدیم. البته آنموقع نیم دانستیم آپدیت چیست! حتی لغت به روز کردن را هم نمیدانستسم! یک هفته مانده به عید هم در حیاط مدرسه در زنگهای تفریح دم می گرفتیم: عیده عیدع خاله زبیده! حالا این خاله زبیده کی بود نمی دانستیم م هنوز هم نمیدانم وشاید مستخدم مدرسه ای بوده است در سالیانی دور و یا….. حالا چند روز مانده به عید با مدیران قسمت ها دسته جمعی رفتیم گشتی در سالنهای تولید زدیم . گپی و گفتگویی کوتاه با کارگران خطوط تولید . تشکری از زحماتشان برای یکسال موفق و توضیحاتی برای نگرانی هایشان .

ادامه مطلب

/ 1 نظر / 10 بازدید
ناهید

از اشنایی با وبلاگ شما خوشحالم امیدوارم روزی برسد که همه مدیران باور دارند که باید در کنار کارکنان باشند نه در مقابلشان....